یادداشتی بر فیلم سینمایی "پنجشنبه آخر ماه"

یکی از موضوعات مهمی که همواره در عرصه ی هنر و به خصوص سینما مورد توجه هنرمندان و سینماگران قرار گرفته است ، پرداختن به موضوعات و دغدغه های اجتماعی در بین قشرهای مختلف جامعه بوده است. با توجه به همین رویکرد و نگاه، فیلم های مختلفی در ژانرهای گوناگون و با پرداخت های مختلفی توسط فیلمسازان ساخته شده است.

فیلم سینمایی " پنجشنبه آخر ماه " به کارگردانی ماشاالله شاهمرادیزاده و نویسندگی ابراهیم اصغری یکی از آثاری است که در جشنواره فیلم فجر به نمایش درآمده است. این فیلم با توجه به همین رویکرد پرداخت به دغدغه های اجتماعی ساخته شده است و از لحاظ ایده اولیه دارای ایده جالب و بکری می باشد که در ادامه جریان فیلم با خلق موقعیت های طنز همراه می شود و داستان فیلم را پیش می برد. نویسنده بنای کار را بر اشتباهات ، غافلگیریها و رخدادهای غیرمترقبه قرار داده و به همین دلیل سرگرم کنندگی به عنوان محور اصلی قصه است .

" پنجشنبه آخرماه " کاری از مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی، پرداختی نو از تلفیق جامعه روز و مناسبات عرفی و شرعی در کالبد نگاهی خاص به روایت داستانی است که در آن وجوه اجتماعی روابط روز انسان ها مورد تأمل قرار گرفته است.

داستان فیلم درباره خانواده ای متوسط و مذهبی است که شب های جمعه آخر هر ماه روضه خانگی دارند ولی این بار به دلیل کسالت روحانی ثابت جلسه، آنها ترجیح داده اند به دیدار اقوامشان در کاشان بروند اما پسر دانشجویشان به بهانه درس خواندن در خانه می ماند تا دوستان خلافکارش از سادگی او سوءاستفاده کنند و پارتی مختلط راه بیندازند. در این میان، روحانی مزبور که کار مداوایش چند ساعتی بیشتر طول نکشیده و از بیمارستان مرخص شده است برای انجام وظیفه روضه خوانی به این خانه می آید و دوستان پسر صاحبخانه در اطاقی دیگر پنهان می شوند. از اینجا تا پایان فیلم، لحظات پر از کشش و اضطراب و هیجانی در فیلم آفریده می شود.

داستان با به سفر رفتن پدر و مادر و تنها گذاشتن فرزند در خانه شروع می شود، اما این شروع لاجرم با پیش مقدمات ‏خانواده ای مذهبی که فرزندی نه از جنس تفکرات خود دارند توامان است‏. فرزندی که به رغم اشاعه رفتارهای دینی مذهبی تمایلات برخی از جوانان روز اجتماع را در سر دارد‏ یا ناگزیر از تعامل با دوستانی است که چنین هستند.

اگر پندار ما این باشد که پندآموزی و اصلاح اخلاقی شیوه پیامبران و اولیاست، "پنجشنبه آخر ماه" با بهره گیری از چنین آموزه ای، بر خلاف ضابطه ای که مخاطب از تحکم شرع و جزای عمل و خشونت اجتماعی سراغ دارد، از منظری بسیار صحیح که به نوعی از جنس آموزش اخلاقی استاد و شاگرد است و با منشی انسانی موجه می شود.

کاراکتر روحانی یا استاد که با اجل تلاش از در صمیمیت و رفاقت با جوان امروز به بهبود شرایط حاضر کمک نموده و شمایل اخلاق را در حسنات لحن و زبان و رفتار صحیح خود و تنبه عمیق درونی کاراکترهای جوان به نمایش می گذارد با کاراکتری که معمولا از برخی از روحانیون و حتی افراد مذهبی که در فیلم ها و سریال های مختلف ارائه شده است که بعضا همگی خود را جدای از متن جامعه می دیددند و احساس میشد که با چوب بر سر افراد اجتماع گذاشتن در پی برطرف نمودن معایب اخلاقی موجود در رفتار جامعه هستند تفاوت و تقابلی آشکار دارد. تقابلی که جهت گیری رفتار جوان امروز را بدون حب و بغض نشان داده و در نهایت او را در گمانه زنی و فضای تصمیم آزاد می گذارد و جبر را عنصری ناپایدار و ناصحیح بر می شمرد.

نویسنده با نگاهی خوب و سالم و به دور از غرض ورزی، کاراکتر روحانی را در داستان قرار داده است که تا پایان قصه در کنار دیگر کاراکترها به خوبی و با استفاده از اخلاق عملی و کاربردی خود در پی اصلاح و بهبود شرایط ایجاد شده توسط چند جوان ساده دل و در نهایت ایجاد تحول در آن ها می باشد.استفاده به جا و مناسب از موضوع اشک بر امام حسین (ع) و تاثیر آن در ایجاد تحول درونی در شخصیت ها و اصلاح رفتارها و اخلاق و مشی آنها نیز تمهید خوب دیگری است که نویسنده به خوبی از آن استفاده کرده است.

ساختار فیلم نامه بر اساس چند سویگی روایت فیلم است که در آغاز با معرفی خانواده ای سنتی و مذهبی که در بافت فرهنگی خود قادر به پذیرفتن رفتارهای جوان امروز نیستند شروع شده و خط سیری را بر اساس تقابل رفتارهای او و خانواده در بر می گیرد.

در واقع شاهمرادیزاده با انتخاب پایانی خوب برای اثرش برخورد جامعه مذهبی متعالی و متفکر را با رفتارهای غیر عرفی در جامعه به حاشیه و تضاد نمی کشاند و به طورمستقیم آن را درمان می کند و به جای تنها طرح معضل کردن به ارائه راهکار چالش هایی از این دست می پردازد و سعی می کند داستان را با آموزه های اخلاقی و دینی تمام کند.

البته با توجه به تمام نکات ذکر شده در بالا ذکر این چند نکته زیر نیز ضروری است که فیلم  "پنچ شنبه آخر ماه"  به هیچ عنوان در حد و اندازه های یک فیلم سینمایی نبوده و بیشتر شبیه تله فیلمهایی ست که در برخی ایام هفته از تلویزیون پخش می شود .همچنین در برخی از صحنه های فیلم موقیعیت های کمدی بسیار کاریکاتوری ست ، بخصوص رفتارهای سه دوست مجید در بالای پشت بام بسیار جلف بوده و با مضمون مهم و جدی فیلم کاملا در تناقض است . این مطلب در مورد دو پیرمرد فیلم نیز تکرار می شود ، بالاخص رفتار دو پیرمرد و میوه فروش محل در پایان فیلم .

در پایان نوشته بد نیست به این موضوع اشاره شود که با توجه به اشارات مکرر رهبر معظم انقلاب اسلامی در مورد اشاعه ی هر چه بیشتر سبک زندگی اسلامی در بین خانواده های ایرانی و به چالش کشیدن سبک زندگی غربی در جامعه ایرانی که متاسفانه وسعت زیادی در جامعه ما داشته است و در بین اقشار گوناگون و مناسبت های مختلف ما رواج یا فته است، عرصه هنر و سینما می تواند کمک زیادی در این زمینه نماید.

 ساخته شدن فیلم هایی از این قبیل هر چند که در برخی موارد دچار ضعف های گوناگون و زیادی نیز هستند اما میتوانند کمک زیادی در رسیدن به یک جامعه دلخواه همراه با معیارهای سبک زندگی اسلامی داشته باشند و تفکرات پوچ غربی ها در ساختن یک زندگی ایده آل که متاسفانه در دیدگاه برخی از روشنفکران ما نیز رواج دارد را به چالش بکشانند.