حسن قنبری در یادداشتی به بررسی فیلم سینمایی تنهای تنهای تنها پرداخت ::::: امروزه تبلیغات وسیع و رنگ و لعاب دار شهری با اندازه های غول آسایشان پیوست به چشم و ابروی رنگین سوپر استار های یک سینمای ایران در غالب های « ژانر » لودگی به اصطلاح کمدی و درام های عاشقانه « لاو استوری ها » اغلب مخاطبان و خانواده ها را ترغیب می کند تا سینما را نفهمند بلکه فقط انرا تماشا کنند و ساعتی به دور از زندگی روزمره سرگرم شوند

آثاری که اغلب یا ساختشان خرجی در بر ندارد و اکرانش پر سود است و یا اینکه انتهای کیسه بیت المال را در غالب فاخر و فارابی و ... دریده اند و با لابی گری های مافیا های به اصطلاح تهیه کننده بجای چند سالن تمامی سالن های سینمای کشور را غصب می کنند آن هم با ده ها سانس و بدون محتوا و دغدغه ؛ اینگونه می شود که در امتداد شهر ، دو خواهر و « تو و من » و نازنین می ایستند

سینمایی که مخاطبش حوصله تقاضا ندارد و منتظر اثری خاص نیست و همین پیوست شده به شانه های تخم مرغ را می پسندد سینماگرش را نیز ترغیب می کند که در حد همان سوپر مارکت باقی بماند و رشد نکند البته رشد فکری و ساختاری در محتوا و فرم آثارش

در ادامه مسیر سینمای ایران کارگردان و تهیه کننده  از خدا خواسته ، همچنان فیلم هایی را می سازند که چانه زدن با گلزارش زمان بیشتری از فیلمبرداری اش می برد و طی روند رو به رشد تبلیغات و مدلینگ و ... سود سرشاری برای افراد پشت پرده اش به بار می آورد

این نوشته ها و دغدغه زمانی روی مخم رژه می رفتند که سرم را میان زانو هایم در سالن سینمایی که « نازنین » اکران می کرد می فشردم و با خود می گفتم نامرد نکرده است سناریوی « آواز تهران » سال 1370 را تغییر بدهد

اما کمی آن طرف تر یک سینمای بی ادعای معصوم خاک می خورد تنهای تنهای تنها ....

ساخته اخیر احسان عبدی پور روایت معصومیت کودکانه ایست که درس های بزرگی به بزرگتر ها می دهد ؛ تنهای تنهای تنها روایت دو کودک بوشهری و روس ، همسایه نیروگاه اتمی بوشهر است که رویا هایشان وسعتی ندارد و گاه بشقاب پرنده می بینند و گاه به تماشا و مراقبت از آدم فضایی می نشینند  و گاهی هم منتظر نتیجه مذاکرات هسته ای 1+5 هستند

بی ادعا بودن و صداقت به دور از پرداختن به مسائل روز سینمای ایران از تنهای تنهای تنها یک فیلمنامه و در انتها یک فیلم قدرتمند ساخته است ، تصاویر زیبا و به موقع با کادر بندی های خوب فیلمبردار همراه با میزانسن های خوب کارگردان موسیقی خوب تنها استار اثر « فردین خلعتبری » و تیتراژ های بی نظیر ابتدایی و انتهایی در کنار بازی های بی نقص « رنجرو » کودک بوشهری فیلم همراه با طنز حقیقی و گزنده اش در بیان روابط انسان ها ، زبان ها و دل ها و حتی مذاکرات هسته ای ، تشویق به صلح ملت ها و سادگی انسان ها در رسیدن به ارزوهایشان ، نقاط قوت اثریست که به همت و اراده صدا و سیمای بوشهر و احسان عبدی پور و هزینه های کمتر از اثار به اصطلاح فاخر ، این روزها بر پرده سینماست و کمتر دیده می شود ، سینمایی مستقل که شاید این نادیده گرفتن ها ریشه اش را بخشکاند ...